سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
منوی اصلی
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
عکس قطعه سرداران
ایام نگار شهدا

یاران شهدا گمنام امروز : 3
یاران شهدا گمنام دیروز : 14
یاران شهدا گمنام از ابتدا : 165358
تعداد کل یادداشت ها : 82
آخرین بازدید : 97/7/25    
ساعت : 2:28 ص

درباره
شهید گمنام[527]

درپس هربی‏ نشانی نامهاست
زینت تاریخ مـــا گمنــام هاست
::.....:::...::***::....:::.....::
این وبلاگ مختص شهدای گمنــــــام (بخوانید نـــــــــامدار) می باشد امید است به مدد شهدای گمنــام قطعه 40 بهشت زهرا س تهران (سرداران بی پلاک) ادامه دهنده راه شهـــــدا باشیم
ویرایش
شهید نوا
امکانات
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
همسنگران شهدا
ابر برچسب ها
شهدا ، شهید ، شهادت ، پنج شنبه ها با شهدا ، پلاک 40 ، سرداران بی پلاک ، سرداران شهید ، جبهه ، جهاد مقدس ، دفاع مقدس ، شهدای گمنام ، شهید گمنام ، جنگ ، بسیج ، خاکریز ، لبخندهای خاکی ، شهیدانه ، شهیده ، قطعه 40 ، شعر ، سرداران بی پلاک ، شهدای کربلا ، آرزوی شهادت ، ایستگاه شهدا ، نیم پلاک ، لبخند ، امام شهدا ، ایثار ، پلاک 40 ، تفحص ، خاطرات شهدا ، روایتگران جنگ ، شهدای عرفه ، شهدای غدیر ، شهدای انقلاب ، شهدای بسیج ، خاکریز ، کرامات شهدا ، گردان ، لاله ، قطعه 40 شهدای گمنام ، قهرمان ، شهدای نامدار ، شهید سادات ، طلائیه ، عباس بابایی ، عکس ، عکس شهدا ، عملیات ، فرماندهان جنگ ، فرماندهان شهید ، فرهنگ شهادت ، فکه ، داغ ، در باغ شهادت ، شلمچه ، سنگر ، شهدای سادات ، زائران شهدا ، سایت ، سرداران آسمانی ، راهیان نور ، راویان جبهه ، رسمی ، خاطره از شهدا ، خاکیان افلاکی ، خاطرات ، جان برکف ، جانباز ، جاوید الاثر ، پلاک خاکی ، ÷لاک 40 ، آزاده ، ائمه اطهار ع ، از خود گذشتگی ، اسیر ، امام خامنه ای ، هور ، هویزه ، وصیت نامه شهدا ، کربلای 5 ، لبخندهای خاکی ، محرم ، مراسم ، مردان بی ادعا ، معنوی ، مقر ،

عملا با مارکسیست ها درگیر بود؛ البته نه درگیری فیزیکی! بلکه فکری و اعتقادی.

بیشتر وقتشو برای تبلیغ اسلام و زیر سوال بردن افکار ضد دینی و ماتریالیستی میذاشت.

وقتی استادا یه مطلبی می گفتن که باعث ایجاد شبهه و تردید تو اعتقاد بچه ها می شد، شدیدا اعتراض می کرد و ازشون می خواست تو یه جلسه ی علنی باهاش بحث کنن. البته معمولا همه شون یه جوری از چنگش در می رفتن و می گفتن:" ما وقت اضافی نداریم که بشینیم با تو درباره مسائل اعتقادی بحث کنیم".
ولی صادقی یه جمله معروف داشت که برای این جور آدما جواب محکمی بود.

می گفت:" برای هر دانشجو پونصد تومن و برای هر استاد پنج هزار تومن میذارم که یه ساعت پیش همه بچه ها با من بحث کنه؛ اگر توی بحث، من مغلوب شدم، پول وقتی رو که طرف مقابل گذاشته میدم و اگه اون مغلوب شد، ازش هیچ پولی نمی گیرم!".
اون موقع ها این مقدار پول، مبلغ زیادی بود و اگر کسی از مناظره کردن باهاش نمی ترسید؛ ارزش وقت گذاشتن رو داشت!

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از شهید حجت الاسلام دکتر قاسم صادقی/ فضیلت های ماندگار/ج 8، ص27 و 28

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
اگر خداوند بوسیله تو یک نفر را هدایت کند؛ برای تو بهتر است از دنیا و هر آنچه در آن است.






برچسب ها : شهدا  , شهید  , شهادت  , پنج شنبه ها با شهدا  , پلاک 40  , سرداران شهید  , خاطرات شهدا  ,

      

حاج احمد دیگه بر نمیگردد ؟؟!!!

در جریان حمله ی ناجوانمردانه ی اسرائیل به جنوب لبنان در سال 1361از لبنان بی سیم زده بودند و حاج احمد خیلی ناراحت بود.

بعد ما خیلی ساده به ایشان گفتیم ان شاءالله مشکل حل می شود.
بعد از گفتن آن حرفها ایشان با ناراحتی گفت من که به لبنان بروم دیگر برنمی گردم،برادران به فکر خودشان باشند.

ما اول شوخی گرفتیم که خودمانی صحبت می کنیم حرفی هم نزدیم.گفتیم ان شاء الله می رویم و پیروز هم برمی گردیم و به دل نگرفتیم.قضیه گذشت.
ایشان گفت:برادر برقی شما عملیات فتح المبین را به یاد داری؟

گفتم:بله چیزی از آن نگذشته است.
گفت:در عملیات فتح المبین قرار بود امکانات زیادی در اختیار ما بگذراند ولی امکانات کمی در اختیار ما قرار گرفت.من شب هنگامی که برای وضو گرفتن بیرون رفته بودم و فکر می کردم که با این امکانات کم و با این وسائل ناچیز نمی توانیم کاری کنیم و پیروز شویم و می ترسیدیم که آبروریزی بشود و حیثیتمان از بین برود.

در این فکر بودم که فشار دستی را بر شانه ام احساس کردم. وقتی که برگشتم برادر پاسداری را دیدم که از پاسداران خودمان نبود. گفت:برادر احمد شما از خدا و ائمه ی اطهار غافل شدید و توکل خود را از دست داده اید و به فکر ماشین و وسایل افتاده اید. به خدا توکل کنید. شما پیروزید. شما عملیات دیگری هم در پیش رو دارید به نام عملیات بیت المقدس. در آن عملیات هم خرمشهر به دست شما آزاد خواهد شد و از آنجا به لبنان می روید و از آنجا شما دیگر بر نمی گردید و آنجا دیگر پایان کار توست.

این قضیه را در اتاق برای ما تعریف کرد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خاطره ای از جاویدالاثر شهید حاج احمد متوسلیان/ حماسه سازان عصر امام خمینی(ره)،ص205

ترکش پست:تا قبل از تایپ این پست همیشه دعامون این بود که حاج احمد متوسلیان یه روزی میان..امیدمون این بود که زنده ان و به دست صهیونیستهای اسرائیلی گرفتار شدن. تا اینکه این خاطره رو . . .
و شهید رو به اول اسم حاجی اضافه کردم.اما بازم امیدواریم...

  




برچسب ها : شهدا  , جنگ  , شهید  , شهادت  , جبهه  , پنج شنبه ها با شهدا  , جاوید الاثر  , خاطرات شهدا  ,