سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
وصیتنامه شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
عکس قطعه سرداران
ایام نگار شهدا

یاران شهدا گمنام امروز : 39
یاران شهدا گمنام دیروز : 24
یاران شهدا گمنام از ابتدا : 166409
تعداد کل یادداشت ها : 82
آخرین بازدید : 97/9/21    
ساعت : 10:54 ع

درباره
شهید گمنام[527]

درپس هربی‏ نشانی نامهاست
زینت تاریخ مـــا گمنــام هاست
::.....:::...::***::....:::.....::
این وبلاگ مختص شهدای گمنــــــام (بخوانید نـــــــــامدار) می باشد امید است به مدد شهدای گمنــام قطعه 40 بهشت زهرا س تهران (سرداران بی پلاک) ادامه دهنده راه شهـــــدا باشیم
ویرایش
شهید نوا
امکانات
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
همسنگران شهدا
ابر برچسب ها
شهدا ، شهید ، شهادت ، پنج شنبه ها با شهدا ، پلاک 40 ، سرداران بی پلاک ، سرداران شهید ، جبهه ، جهاد مقدس ، دفاع مقدس ، شهدای گمنام ، شهید گمنام ، جنگ ، بسیج ، خاکریز ، لبخندهای خاکی ، شهیدانه ، شهیده ، قطعه 40 ، شعر ، سرداران بی پلاک ، شهدای کربلا ، آرزوی شهادت ، ایستگاه شهدا ، نیم پلاک ، لبخند ، امام شهدا ، ایثار ، پلاک 40 ، تفحص ، خاطرات شهدا ، روایتگران جنگ ، شهدای عرفه ، شهدای غدیر ، شهدای انقلاب ، شهدای بسیج ، خاکریز ، کرامات شهدا ، گردان ، لاله ، قطعه 40 شهدای گمنام ، قهرمان ، شهدای نامدار ، شهید سادات ، طلائیه ، عباس بابایی ، عکس ، عکس شهدا ، عملیات ، فرماندهان جنگ ، فرماندهان شهید ، فرهنگ شهادت ، فکه ، داغ ، در باغ شهادت ، شلمچه ، سنگر ، شهدای سادات ، زائران شهدا ، سایت ، سرداران آسمانی ، راهیان نور ، راویان جبهه ، رسمی ، خاطره از شهدا ، خاکیان افلاکی ، خاطرات ، جان برکف ، جانباز ، جاوید الاثر ، پلاک خاکی ، ÷لاک 40 ، آزاده ، ائمه اطهار ع ، از خود گذشتگی ، اسیر ، امام خامنه ای ، هور ، هویزه ، وصیت نامه شهدا ، کربلای 5 ، لبخندهای خاکی ، محرم ، مراسم ، مردان بی ادعا ، معنوی ، مقر ،

بانک خیلی شلوغ بود.جلوی باجه صندوق، صف فشرده ای شکل گرفته بود. اعصاب همه به هم ریخته بود.

نفر جلویی، کارش که تمام شد آن قدر عجله داشت که رسید را جا گذاشت.

همه دیدند اما خیلی ها به روی خودشان نیاوردند.من و چند نفر دیگر با صدای بلند داد زدیم:آقا... قبضت... رسیدت جاموند...آقا...
در آن شلوغی فریادمان به گوشش نرسید. ته قلبم راضی بودم که برخلاف خیلی ها به جای سکوت به وظیفه انسان دوستانه ام! عمل کرده کرده ام.
یک آن متوجه کسی شدم که به سرعت از صف خارج شد، رسید را برداشت و دوید بیرون بانک.
ما چند نفر به هم نگاه کردیم. لبخندی زدیم تا شاید شرمندگی مان را بپوشاند.
دوست داشتم چهره اش را ببینم. خودش بود.
همان روحانی خوش مشربی که همیشه میخواند"نسال الله منازل الشهداء"

________________

خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط






برچسب ها : شهدا  , شهید  , شهادت  , پنج شنبه ها با شهدا  , سرداران بی پلاک  , پلاک 40  , شهدای گمنام  , شهیدانه  , روایتگران جنگ  , شهدای نامدار  ,

      

بعد از جنگ هر وقت که می توانست، گروهی را جمع می کرد و می برد زیارت مناطق عملیاتی.

سال 79توی طلائیه بود که صحبت های سردار باقرزاده را شنید:" ما اجساد شهدا رو تفحص می کنیم، کاش کسانی هم سیره اونها رو تفحص کنن."

تکانی خورد. فعالیت های فردی اش را منسجم کرد و با جمعی از طلبه ها گروه تفحص سیره شهدا ( موسسه روایت سیره شهدا) را در قم راه انداخت؛ بدون هیچ وابستگی دولتی.
برگزاری جلسات لاله پژوهی،تربیت راوی دفاع مقدس و شهدا، تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت و... بخشی از کارهای این گروه بود.

________________

خاطره ای از علمدار روایتگری شهید عبدالله ضابط






برچسب ها : شهدا  , جهاد مقدس  , شهید  , شهادت  , جبهه  , شهیدانه  , آرزوی شهادت  , لاله  , در باغ شهادت  , روایتگران جنگ  ,